السيد الطباطبائي ( مترجم : سيد محمد ثقفى )
94
گلچينى از معارف تشيع ( فارسى )
سبحان را يارى كند به دل و دست و زبان « 1 » ، چه او ( جل اسمه ) يارى هر كه او را يار باشد را پذيرفته است « 2 » و ارجمندى آن كس كه دين او را ارجمند سازد ، به عهده گرفته . و او را مىفرمايد تا نَفسْ خود را از پيروى آرزوها باز دارد ، و هنگام سركشىها به فرمانش آرَد ، كه « همانا نَفسْ به بدى وا مىدارد ، جز كه خدا رحمت آرد . » « 3 » در رابطه با دستورها و كاركردهاى درست « و مالك ! بدان كه من تو را به شهرهايى مىفرستم كه دستخوش دگرگونىها ، گرديده . گاه داد و گاهى ستم ديده و مردم در كارهاى تو ، چنان مىنگرند كه تو در كارهاى واليان پيش از خود مىنگرى ، و درباره تو ، آن مىگويند كه درباره آنان مىگويى و نيكوكاران را به نام نيكى ، توان شناخت كه خدا از ايشان بر زبانهاى بندگانش جارى ساخت . پس نيكوترين اندوخته خود را كردار نيك بدان و هواى خويش را در اختيارگير و بر نَفسْ خود بخيل باش و زمام آن را در آنچه برايت روا نيست ، رها مگردان ، كه بخل ورزيدن بر نَفسْ ، دادِ آن را دادن است ، در آنچه دولت دارد ، يا ناخوش مىانگارد . و مهربانى بر رعيت را براى دل خود ، پوششى گردان و دوستى ورزيدن با آنان را و مهربانى كردن با همگان ، و مباش همچون جانورى شكارى كه خورد نشان را غنيمت شمارى ! چه رعيت دو دستهاند : دسته اى برادر دينى تواند ، و دستهاى ديگر در آفرينش با تو همانند . گناهى از ايشان سر مىزند ، يا علت هايى بر آنان عارض مىشود ، يا خواسته و ناخواسته خطايى بر دستشان مىرود . به خطاشان منگر و از گناهشان درگذر ، چنانكه دوست دارى خدا بر تو ببخشايد
--> ( 1 ) . با قلب « اعتقاد و جازم » با دست از طريق جهاد مقدس در راه خدا كه با زبان يا گفتن حقيقت ، تعريف معروف وانكار منكر - ابن ابى الحديد ، ج 17 ، ص 31 . . ( 2 ) . « إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ » . . ( 3 ) . « إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّي » ( يوسف ، آيه 53 ) . .